- تاریخ: 1401/10/28 ساعت: 14:35
(با خودم می خونم: با اشک و غم همرازم و...می سوزم و می سازم و... می خوانمت شب تا سحر...دلتنگم ای کرب و بلا، در اربعین دیدار ما ...دوهفته پیش مثل همچین روزی بود که پیاده روی رو شروع کردیم. آخ که چقد دلم برا تک تک اون قدم ها تنگ شده...)من اومدم خوابگاه ولی همه رفتن خونه هاشون. فعلا تو طبقه تنهام و شاید...
... - تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 12:04
از صبح که از درمانگاه برگشته ام یک حس لعنتی تلخ گیر افتاده است توی گلویم و هرکار میکنم در نمی آید. سعی کرده ام قورتش بدهم اما نمیشود که نمی شود. تا می آید برود پایین دوباره قیافه پیرمرد از لابه لای گنجینه تصاویر ذهنم کشیده میشود مقابل چشمهایم و آن حس لعنتی انگار که درختی را آبیاری کرده باشند، رشد می...
به یک دیوار جهت کوبیدن سر نیازمندیم - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 12:55
هم اتاقیم ترمک علوم آزمایشگاهی ست و من ترم شش. حساب کرده ایم که او یک ترم زودتر از من فارغ التحصیل می شود؛ یعنی شبی که دانشگاه برای او و ورودیهایش جشن فارغ التحصیلی می گیرد، من احتمالا در استیشن -مثلا- بخش گوارش بیمارستان، بعنوان اینترن کشیک مشغول چرت زدن هستم. وقتی این نتیجه گیری باشکوه انجام شد، ت...
رستگاری در هشت و ده دقیقه - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 12:54
مثلا اینکه ساعت 8 و ده دقیقه صبح نماینده کلاس بیاید و اعلام کند که کلاس سمیولوژی (که دیس لایک ها بر اساتید بی نظمش باد) بعلت فقدان استاد کنسل است، می تواند به این ختم شود که دعوت شوی به منزل دوستت به صرف ذرت مکزیکی و دوستت یکهو بگوید "چرا وبلاگتو آپ نمیکنی؟!" و تو تعجب کنی که "مگه واقعا وبلاگمو میخو...
بهترسنج - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 12:54
با یکی از خانم های پرسنل دانشگاه توی آسانسور بودیم. قبل راه افتادن آسانسور یکی از آقایان پرسنل دانشگاه به جمعمان پیوست. شروع کردند با هم سلام و احوالپرسی. آقا گفت: خوب هستی خانم فلانی؟! خانم گفت: شما بهتری! آقا گفت: نه شما بهتری از من! و هی این گفت تو بهتری و آن گفت تو بهتری تا اینکه آقا یکهو برداشت...
ما پلنگ های خوشبخت - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 12:54
امروز روز دوشنبه است. ای کاش جمعه ای چیزی بود؛ که مطمئن شوم حاجت ها قبولشان رد خور ندارد! البته همه روزها روز خدا هستند اما خب بعضی روزها خاص ترند به گمانم... حالا از این موضوع که بگذریم، می خواهم برایتان یک دعای خاص کنم. دعا میکنم که خدا به حق همین دوشنبه سرد استخوان سوز آبان، به همه تان یکی یکدانه...
کویر - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 12:54
فکرش را بکن. نیمه شبی، حوالی ساعت یک و نیم،دو، پنجاه نفری بریزید لب جاده. نور گوشی هایتان را خاموش کنید. بزنید به دل تاریکی. روی زمین ناهموار بیابان جلو بروید و جلو بروید. آنقدر که حسابی از ماشین ها دور شوید. صدای بگو بخندتان بپیچد توی سکوت یخزده نیمه شب کویر. دو سه نفری دست های هم را محکم بگیرید و ...
:) - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 12:54
بیمار رنــج باید، تا شاه غیــب آیـــد بر سینه در گشاید، گوید به لطف: چونی؟!...
به مقصد بوستان - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 12:54
از فردا تا ظهر جمعه خودم را به یک استراحت کوتاه دعوت کرده ام. قرار است سوار قطار شویم و برویم شهر بعدی. تنها نیستم. حوریه با من است و او چند شهر بعد من از قطار پیاده می شود. قرار است تا شهر بعدی کلی بهمان خوش بگذرد. زهرا هم البته فردا سوار قطار میشود. اما زهرا راهی را می رود که من زمانی آمده بودم؛ ی...
سعادتی به جهان، مثل دوست داشتنت نیست... - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 12:54
یه لذتی هست تو نوشتن متنی که می دونی کسی قرار نیست بخونش، که تو نوشتن متنی که می دونی کسی قرار هست بخونش نیست. البته شاید باشن معدود آدمایی که هنوز از سر زیادی وقت و حوصله و صبر، هنوز به این برهوت بی آب و علف و بی سکنه سر می زنند اما خوب! قطعا اینجا نمی آن! اینه که اینجا میشه مال من! مال خود خودم :)...

برچسب‌های مرتبط

and justice for all | baby one more time | رستگاری در هشت و بیست دقیقه | رستگاری در هشت و بیست دقیقه دانلود | رستگاري در هشتو بيست دقيقه | رستگاری در هشت | فيلم رستگاري در هشتو بيست دقيقه | فیلم رستگاری در هشت و بیست | فیلم رستگاری در هشت وبیست دقیقه | فیلم رستگاری در هشت